خلاصه مقاله نگذاریم عشق و عاطفه در مدارس فراموش بشود

تعداد امتیاز: 0

خلاصه مقاله نگذاریم عشق و عاطفه در مدارس فراموش بشود

 

به نام خالقی که خرد و تفکر را مقدم بر هراصلی می داند

نگذاریم این عشق وعاطفه کم رنگ تر شود

مسئولیت هریک از ما

این یک هشدار جدی است برای همه ی ما .....

                                                                                                                                                 خلاصه ی مقاله ی بهروز آیرملوی 

 

کودک، دو گروه نیاز دارد. گروه اول، نیازهای فیزیولوژیکی شامل غذا، خواب، پوشاک، بهداشت (که در این کار ما خیلی پیشرفت کرده‌ایم. مثلا فلج اطفال از بین رفته. در دوران بارداری، پزشک به مادر اسیدفولیک و کلسیم و داروهای دیگر می‌دهد که مادر استخوان‌هایش پوک نشود و بچه تندرست بار بیاید. بچه را پوشک می‌کنیم و زود عوضش می‌کنیم و...). بچه امروز صدها بار راحت‌تر از بچه‌های قدیم است که صبح تا شب در قنداق بسته بودند و نمی‌توانست تکان بخورد. این که ممکن است در بزرگ‌سالی خواب دیده باشید که دست و پایتان را تنگ بسته‌اند و نمی‌توانید تکان بخورید، شاید برای آن است که در نوزادی شما را قنداق کرده بودند. در قدیم خیال میکردند با این کارشان دست و پای بچه صاف می‌شود!

نیازهای فیزیولوژی، گروه اول هستند که متخصصان در این مورد بسیار به شما کمک می‌کنند. و نیازهای خیلی مهمی هم هستند. چون عقلِ سالم در تنِ سالم است.

 

 

اما گروه دوم، نیازهای روانی است. نیازهای عاطفی است. کودک به نوازش احتیاج دارد. احتیاج دارد بغلش کنید و ببوسیدش و با او حرف بزنید و بازی کنید. اینها از غذا هم برای او مهم‌تر است.

اجازه بدهید یک شاهدمثال برای شما تعریف کنم.

در اوایل قرن بیستم، دانشمندان آزمایشی در یک شیرخوارگاه آمریکایی برگزار کردند. بچه‌هایی را که در آنجا پدر و مادر نداشتند، دو گروه کردند. با رژیم غذایی و مراقبت ثابت. با این تفاوت که با گروه اول بازی و نوازش‌شان می‌کردند ولی در مورد گروه دوم، فقط غذایشان را می‌دادند و تر و خشک‌شان می‌کردند و می‌گذاشتندشان سرجایشان. هیچ تماسی با آنها نداشتند.

در کمتر از 40 روز، گروه دوم، تک‌تک میمیرند و وقتی اینها را کالبدشناسی می‌کنند، می‌بینند که مخچۀ این بچه‌ها تحلیل رفته. انگار که غذا نخورده باشند.

 

چرا وقتی برای کودک، برادر یا خواهری می‌آورند، حسادت می‌کند؟
چون می‌گوید مادرم یا پدرم همه‌اش دارد به آن یکی توجه می‌کند؛ پس من می‌میرم.
اینجاست ریشۀحسادت و رقابت‌جویی و تمامیت‌طلبی.

همین کار را آموزش وپرورش ما هم می کند می فرمایید چگونه ؟

می گوید من دانش آموزی که با هوش است یا پولدار است بیشتر دوستش دارم وبه او بهترین امکانات را می دهم دیگر نمی آید روی بیشتر از 90 درصد دانش آموزان کار کند واستعداد وتوانایی های آنها را رشد وتقویت نموده وعدالت آموزشی را محقق نماید وهمه ی دانش آموزان قوی وضعیف در کنار هم تحصیل کنند چرا که اگر امرزه تحقیقات ثابت کرده : دانش آموزان بهتر وزودتر و راحت تر از همدیگر یاد می گیرند وزبان یکدیگر را خوب می فهمند ونباید آنها را از هم جدا کنیم وعصاره ی آموزش وپرورش را فقط به پنج  درصد دانش آموزان بدهیم واین با اصل عدالت آموزشی واصل انسانیت مطابقت ندارد .

یک تحقیق در ژاپن توانست این حد ومرزها ی مدارس را برداشته والان در ژاپن همه در کنار هم وبا امکانات یکسان درس می خوانند آن یافته این بود :

تحقیقات دیگری در دانشگاه اوهایوی ژاپن ثابت کرده :

اولین تحقیق روی رشد بذر یک گیاه :  در یک فضای پرورش رشد گیاه دونوع بذر که یکی بذر تقویت شده ودیگری ضعیف شده بودند بدین ترتیب در کنار هم قرار دادند : بذر گل ضیف شده که در اطرافش  دیگر گیاهی نبود فقط بذرهایی مثل خودش بود

بذری که در کنارش بذر تقویت شده بود

وبعد مشاهده گردید آن بذرهای ضعیف شده که فقط خودشان بودند نسبت به آن بذرهایی که در کنار بذرهای تقویت شده قرار داشتند ، از نظر قد واندازه وکمیت وکیفیت  بسیار پایین تر وبدتر رشد کرده اند .انتقال این نتایج به آموزش وپرورش ژاپن سیستم برنامه ریزی درسی وآموزشی را متحول کرد . وآنها فهمیدند تاثیر همسن وسالهای با شاخض های بسیار متفاوت در کنار هم علاوه بر از بین بردن بسیاری از حسادت ها وبرتری جویی ها در مدرسه می تواند شادابی وعشق وعاطفه وزندگی را به همراه داشته باشد .

 

 

 

 

 تحقیق دیگری در حوزه ی آموزش وپرورش شروع شد تا یافته ی گیاهی را بر روی نمونه های انسانی ثابت کند در دانش آموزانی که از نظر هوش وتوانایی های یادگیری تقریبا در یک سطح بودند به دو گروه مساوی تقسیم شدند ویک تعداداز آنها در کنار دانش آموزان قوی وباهوش ویک تعداد که سطحشان یکسان بود در کنار هم قرار گرفتند وبعدا مشاهده گردید :

دانش آموزان معمولی که با دانش اموزآن قوی در یک فضا درس می خواند ند پیشرفتشان نسبت به دانش آموزانی که به هم طیف خودشان قرار داشتند بسیار بیشتر بود والبته در این فضا تعامل بین دانش آموزان دوگروه ضعیف یا متوسط وقوی با هم بیشتر بود وبعد ازارائه ی  اصل مطلب از طرف معلم ،  دانش آموزان راجع به مفهوم دروس علاوه بر یادگیری راه تعامل وتحمل وارتباط را هم تمرین می کردند .

حالا شما خودتان قضاوت فرمایید این روش بهتره یا برگزاری دهها آزمون ها ی علمی بی خود وطبقه بندی دانش آموزان وجدا کردن آنها ،  گرفتن معلم خصوصی وساخت مدارس تیز هوشان ونمونه دولتی آن هم نه برای اکثریت برای اقلیت اثر گذار که باید روی اکثریت تاثیر مثبت بگذارند ولی ما آنها را به فضای بسته ای می بریم واینگونه گرده افشانی علمی واخلاقی را در بین آنها متوقف می کنیم . دنیای زندگی ما فردی نیست ، جدایی نیست ، برتری جویی وبرتری طلبی نیست بلکه با هم بودن است

مگر خداوند هریک از ماها را در دنیای متفاوتی خلق کرد که حالا ما برای رسیدن به برخی از اهداف پنهان وآشکار خودمان مخلوقات آنها را از هم جدا می کنیم ؟؟ !!!!

چه کسانی پشت این جریان هستند ؟ چه اهدافی را دنبال می کنند ؟

می دانید چه قدر با این کارتان به چرخه ی طبیعی آموزش وپرورش وبه ارزش های انسانی خیلی ها ضربه وارد می کنید ؟

مگر خداوند بهترین بندگانش را برای همه وخیر رساندن به همه ی بشر انتخاب نکرد ؟ پس چرا شما انسانها را طبقه بندی کرده وروز به روز فاصله ی طبقاتی را حالادر همه ی حوزه ها به خصوص آموزش وپرورش بیشتر می کنید ؟

چه کسانی از این کارها سود ونفع شخصی می برند ؟

چرا به افق وخروجی کارتان وآینده نگاهی نمی کنید ؟

ما همه انسانیم وخداوند ما را متفاوت آفریده اما ((در کنارهم )) آفریده وبرتری هریک از ما نسبت به همدیگر فقط ((تقوا ومیزان عمل خوب ))می باشد ولاغیر

مگر خداوند سرنوشت وحساب کتاب بندگانش را در سه یا چهار ساعت می سنجد یا در فرایند ومسیر زندگی ؟ کدام یک ؟

معلومه در فرایند زندگی ... پس چرا بزرگان آموزش وپرورشی وفرهنگی ما سرنوشت این همه انسان توامند را با یک کنکور آن هم در سه یا چهر ساعت می سنجند وبا سرنوشت انسان این طوری است که سالها بازی می کنند ..

می گویند پس چه کار کنیم این چیزی است که در دنیا مرسوم است !! به خدا آن قدر راههای بهتر و خلاق وخوبی وجود دارد که کسی حاضر نیست گوش بدهد !!! ای بابا در مانش هست حالا چه کسی رایگان می خواهد ؟؟ داد ما را کسی نم شنود داد وفریاد ما داد فریاد میلیونها دانش آموز معلم وپدرو مادرهاست نه برای خود چیزی خواستن .

اگر هم نگوییم وننویسیم واطلاع رسانی نکنیم چه کار کنیم ؟

ضمن اینکه اعتقاد دارم هر کسی در کار حرفه ای خودش جدی ومسئولیت پذیر باشد وآن را به بهترین صورت انجام دهد ولی یک نیم نگاهی به اطرافش داشته باشد

قصد ومنظور اینجانب از نوشتن وچاپ مقالات در حوزه ی آموزش وپرورش هشدار دادن وحساس کردن شورای فرهنگی وشورای عالی وزارت آموزش وپرورش به موضوعاتی است که باور کنید در طول 29 سال خدمت خودم با جان ودل احساس کرده ام ومی کنم ونمی توانم نسبت به نگاه مظلومانه دانش آموزان بی تفاوت باشم ومی خواهم ندای آنها وخواست منطقی آنها باشم وحلقه ای بین دانش آموزان وسستم باشم که متاسفانه هیچ گونه ارزشی سیستم ما به مخاطبان خود در عمل نمی دهد و فقط یک تعدا د افراد گزینشی هستند که پاسخ های آماده ی مورد قبول فقط خودشان را برای همه تجویز می کنند . تحول را در آموزش وپرورش مختل کرده اند .

یک فرمانده نظامی از سرباز وفرمانده خط مقدم اطلاعات ووضعیت ونظر را جویا می شود

یک کارخانه دار از مصرف کنند ه کم وکیف محصول را جویا می شود

وبالاخره یک برنامه ریز آموزشی وفرهنگی از معلم وبه خصوص دانش آموزان نظر وطعم مدرسه کلاس وکتاب را می پرسد وجویا می شود نه اینکه با تغییرات یکباره وخود محوری هیجده میلیون دانش آموز وبیش از یک میلیون وچهارصد هزار معلم را در معرض کار ها وعمل انجام شده ی غلط  و... خودش قرار می دهد

وهمه را به دید ماشین ومجری محض وماشین چرخ گوشت فرض می کند !!

چرا غذای فکری بیست میلیون انسان قرن حاضر را چند نفر محدود با اهداف خاص خودشان تعیین می کنند وآینده ی  زندگی همه ی انسان ها را به مخاطره می اندازند ؟

کشور ما ژن های خلاق وهوشمند بسیاری دارند وانسانهایی با توانمند های بی نظیر اما متاسفانه یک تعداد ماده وتبصره ها وقوانین که باید در خدمت بشر باشند در خدمت چیزهای دیگری است ومی توان ایران را به یکی از بی نظیر ترین کشورهای جهان تبدیل کنیم اما نه تک صدایی وتک فکری بلکه با بازی دادن خط مقدمی ها درعمل و دخالت دادن آنها و یا نمایندگانشان در تدوین برنامه ی کلان  وریز فرهنگی وآموزشی

رئیس برنامه ریزی آموزشی یا کتب درسی باید پاسخگوی این موارد باشند . وبا دید باز ومنطقی وانعطاف پذیر با نظرات برخورد نمایند چرا که نیت ما خیر ورضای دانش آموز است .

نوازش، لمس کردن، مثل غذاست. لازم است. نگویید «خودش می‌داند من دوستش دارم!» نه!

ما انسانیم. یک گربه هم خودش را ناز می‌کند. پستانداران همه نیازمند نوازش‌اند و انسان در رأس آنهاست. محبت و توجه و لمس، برای بچه، تفنن نیست. این نیست که اگر هم باشد، بدش نیاید. بود و نبودِ نوازش و محبت برای کودک، مرگ و زندگی است. کودکی که نوازش نشود، می‌میرد؛ هرچقدر هم که ویتامین خورده ‌باشد.

و اینجاست اساسِ حسادت‌ها. چرا وقتی برای کودک، برادر یا خواهری می‌آورند، حسادت می‌کند؟ چون می‌گوید مادرم یا پدرم همه‌اش دارد به آن یکی توجه می‌کند؛ پس من می‌میرم. اینجاست ریشۀحسادت و رقابت‌جویی و تمامیت‌طلبی. اگر علاقه‌مندید دربارۀ این موضوع بیشتر بدانید، چه فرزند یا فرزندانی دارید و چه نه، پیشنهاد می‌کنم سمینار «چگونه فرزندان بهتری تربیت کنیم» را گوش کنید. در این سمینار با شاهدمثال از خودم و فرزندانم در کنار مباحث علمی، به شما نشان می‌دهم که با چه روش‌های ساده و در عین حال کارآمدی، می‌توانید فرزندانی با اعتماد به نفس و خوشبخت تربیت کنید؛ و به خودِ شما هم کمک می‌کند با شناختن ریشه‌های برخی حس‌ها و رفتارها که از کودکی در شما کاشته شده، آنها را حل کنید.

برای اینکه نگذاریم دنیا ی ما فقط به رقابت وبرتری جویی وبرتری طلبی تبدیل شود معلمان عزیز واولیای محترم باید در این مورد حساس باشیم .

امروزه خیلی از کودکان با داشتن پدر ومادر یتیمند چرا که نوازش ومحبت وگرمای عشق آنها را به دلیل غالب شدن مادیات وکار وکارو کار وسردر گمی ونبود زمان در طول شبانه روز ، نمی بینند .

دیگر مادر بزرگها وپدربزرگها قصه نمی گویند آنها دیگر در خانه ها ی ما نیستند آنها معدن عشق وعاطفه بودند وکودکان نیازها وکمبودهای عاطفی را از آنها تامین می کردند اما امروزه خانواده ها محدود وانفرادی شده وخطرات زیادی را از نظر رشد انسانی واخلاقی به همراه خواهد داشت ودارد .

حالا اگر خوب به رفتار دانش آموزانمان در کلاس نگاه متفکرانه بکنیم  این موارد تاثر برانگیز مشاهده می شود :

  1. . رقابت های فردی جایگزین رقابت های گروهی شده
  2. . هر کسی می خواهد خودش باشد و با پیاده ها کاری ندارد 
  3. . انگار مدارس ما تبدیل به مرکز پرورش دانش آموزانی شده که رقابت منفی وبرتری جویی وحس غالب شدن را به جه پرورش حس برابری واحساسات وعواطف انسانی تقویت می کند
  4. عشق وعواطف وانسانیت ومهربانی وخلاصه هوش هیجانی رفته رفته در مدارس ما کم رنگ تر می شود .
  5.  . بازی های گروهی ودته جمعی که در آنها بسیاری از رمز ورازهای انسانی نهفته است جای خوشان را به بازی های ریانه ای بی خاصیت داده اند .
  6. . سیستم آموزشی وارزشیابی ما نتیجه محور بوده و به جای توجه به توانایی های خدادادی فرد از آنها برای هم رقیب وبرتری جویی پرورش می دهد .
  7. . مدارس وسیستم برنامه ریزی آموزشی ودرسی ما به مغز بیشتر از قلب ارزش واهمیت می دهد در حالی که این دو در تعاملند ومشکل جهان امروز ما اخلاق وارتباط وانسانیت و وجدان وارزش های معنوی می باشد نه تعداد فرمول های ریاضی ، وتناسب ندارند .
  8. . دانش آموز امروزی ما در معرض انواع آهن رباهای قوی منفی وانواع رسانه های متنوع وسردرگم کننده قرار دارد وانگار برنامه ی درسی پنهان بسیار تاثیر گذارتر از برنامه ی درسی آشکار همان (کتاب ومدرسه ) شده است ودلیل آن را باید در خودمان وبرنامه هایمان جستجو کنیم وواقعا ((تربیت)) رفته رفته یک مقوله ی دشوار در زندگی می شود چرا که علوم وفنون وارد شده به زندگی همگام وهمسان با ((روش های تربیت )) حرکت نمی کنند .
  9. . بسیاری از مادران از دادن شیر خودشان به نوزاد پرهیز می کنند بنا به دلایلی که برای خودشان مورد قبول است ونمی دانند که همراه شیر مادر بسیاری از بذرهای انسانی هم در مغز وقلب نوزاد کاشته می شود .که شیر خشک یک آدم خشک وبی روح را می سازد .
  10. .عدم قطع ارتباط کودکان با پدربزرگها ومادر بزرگها که معدن عشق وعاطفه وتجربه هستند که پدر ومادر جدید تجربه ی آنها را ندارند .
  11. . تغییر سیستم ارزشیابی مدارس وتوجه به عملکرد اخلاقی وانسانی دانش آموزان و رقابت آنها در حوزه ی عشق وعاطفه وهوش هیجانی که مشکل جهان امروز ماست نه رقابت آنها در نمونه دولتی وتیز هوشان وتست وکنکور و... که متاسفانه الان به دلیل وجود آزمون های دانش محور نه اخلاق محور وعمل محور روز به روز از اهداف انسانی دور می شویم چون اگر ما می گوییم محیط زیستمان ، بهدلشت روانیمان ، مشکل دارد طلاق زیاد شده ، جدیت واحساس مسئولیت بسیار کم شده ، خودمحوری وفرد گرایی زیاد شده ،  مادیگرایی وسودجویی وجنگ وخشونت ودعوا های خانوادگی و... در جامعه زیاد شده است خوب باید اینها را از ریشه  درمان کرد نه از شاخ وبرگ !!
  12. جای بسی تاسف است که معلمان ما در ایران، در کنار معلمی به جای پرداختن جدی به امر تربیت و آموزش رشته های غیر مرتبط و حقوق!!! می خوانند!! واقعا چه برسر ما آمده؟؟!!!!
  13. چرا می آییم پلیس ودادگاه وقاضی را زیاد می کنیم ؟؟ !! چرا نمی آییم به خانواده ها ومدارس ودانش آموزان ومعلمان وخدمات اجتماعی دیگر توجه کنیم ؟؟ !! چرا به خودمان نمی آییم ؟ مسئولان ، برنامه ریزان فرهنگی وآموزشی ، پدران ومادران ومعلمان  به خودمان بیاییم طوفانهایی در راه است باید تدابیر لازم را بیندیشیم وزود دست به کار شویم دیگر فردا دیر است هم اکنون نسلی از زیر چتر مجموعه ی ما عبور می کنند فردا در سرنوشت وآینده ی آنها وودنیا ما هم مقصریم ما متعلق به همه هستیم نه فقط به خودمان .
  14. توجه توجه : هوا رفته رفته گرم می شود
  15. یخها ی قطب ها آب می شود واکوسیستم جهان د به هم می ریزد
  16. جنگل ها کم ودریاها آلوده وهوای شهرها آلوده می شود
  17. خشونت وجنگ خانوادگی وداخل وخارج کشورها زیاد شده است
  18. و... ودر به وجود آمدن این جریانات همه مقصریم

 

حالا چه کار باید کرد ؟(راهکار)

باید خودمان دست به کار شویم

با فشار ها از پایین به بالا صورت گیرد

باید اولیا و مردم را با خودمان همراه سازیم

اینجانب با برگزاری 7 طرح و نوشتن کتاب و مقالات متعدد و برگزاری سمینارها و باز کردن سایت کارا فکر و تولید محثولات قدمهایی برداشته ام اما تنهایم باید معلمان واولیا هم صدا شویم و نه با شعار بلکه در عمل حرفهایمان را بزنیم

1 . اول از خود خانواده باید شروع کرد : حساسیت وجدیت پدر ومادران واحساس مسئولیت آنان در قبال فرزندان خودشان وواقعا در کنار آنها باشند (پدر مادران دفع کننده شده اند تا جذب کننده ) نمونه : امروزه مادران فرزندان خودشان را بیشتر به مهد ها می سپارند حتی از سنین بسیار پایین تر یعنی هما ن موقعی که نیاز به نوازش ودستهای گرم وتوجه پدر وبه خصوص مادر دارد به جای دیگری می سپارد وپدر هم که معمولا شبه خسته به خانه می آید ونمی تواند نقش فعال خودش را ایفا کند بنابر این باید نقش و وظیفه ی اصلی خودشان را دانسته وعمل نمایند

و برای آرام شدن ندای وجدان درونیمان ودانستن اینکه ((من)) باید چه کار کنم :

((هرکس باید از خودش شروع کند وهرکس در کار خودش جدی ومسئولیت پذیر باشد وبا نیم نگاهی به افق آینده ، مسیر خودش را مطابق آن اهداف خدایی وانسانی تنظیم نماید وهرکجا لازم بود آژیر بکشد ، تشکر کند ، تلاش کند ، وخلاصه بی تفاوت نباشد و روی دیگران اثر مثبت بگذارد ویا از دیگران اثر بپذیرد .))

مشکلات روز خودمان را بدانیم وانرزی فکری وعلمی خودمان را روی آنها متمرکز کرده ودرد ودرمان را در کنار هم بگوییم ومهمتر اینکه بنویسیم ودوستانمان را از نظرات هم مطلع سازیم چرا که یک دست ویک فکرصدا ندارد اما این دست وفکرهای به هم وصل شده است که می تواند صدا بدهد وبا آن صدا وحرکت ،رشد وبالندگی انسان وجامعه نمود پیدا می کند .

وچیزی که ما در ایران وحتی اعضای یک سیستم از آن گاهی وقت ها بسیار غافلیم آگاهی از نظرات وتفکرات یکدیگر  وجهت دهی آنها در مسیر درست واثرگذار می باشد که امید وارم این رد بدل فکرها تداوم داشته باشد ودوطرفه باشد تا انرژی جمعی افراد در حل مسایل موثر واقع شود . خروجی فکری وباور قلبی خودمان را بازتاب دهیم وفقط راوی نباشیم 

پس بیاییم در این دنیای شلوغ وجذاب وپرهیاهو هیچ وقت از تزریق عاطفه ومحبت به جا وبه موقع وبه اندازه نسبت به فرزندانمان یا همنوعانمان ویا دوستانمان دریغ نورزیم .

ما از تاریکی نمی می میریم بلکه از سرما می میریم

اصل عاطفه ومحبت وانسانیت را به فرزندانمان در عمل بیاموزیم نه فقط با شعار

بهروز آیرملوی

www. Karafekr.com

 https://t.me/karafekr کانال تلگرام  :

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان

شرکت خدمات آموزشی کارا فکر به شماره ی ثبتی 3470 و با شناسه ی ملی 14006084614

با مجوز رسمی از آموزش وپرورش